‏نمایش پست‌ها با برچسب مشکلات اقتصادی ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مشکلات اقتصادی ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۶, یکشنبه

بدو بدو جایزه داریم

احتمالاً شما هم متوجه شده اید ، در این بازار نا بسامان اقتصادی کشور ، فقط چند گروه خاص هستند که میتوانند هزینه های بالای تبلیغات تلویزیونی را پرداخت کنند . در کشور ما و در این زمان بیشترین تبلیعاتی که از تلویزین پخش میشود مربوط به بانکها است و آن هم مربوط به جوایز میلیاردی آنها . البته کاری با جایزه های این بانکها ندارم و آیا اینکه راست میگویند یا دروغ هم زیاد مهم نیست ، اما نکته جالب توجه این تیزرهای تبلیغاتی این است که سازندگان و سفارش دهندگان این تیزرها دیگر خیلی ملت را " الاغ " فرض کرده اند . همچنان با آب و تاب از جوایزشان میگویند که حتی بزرگترین لاتاری ها در دنیا اینگونه تبلیغ نمی کنند . در تیزر تبلیغاتی بانک ملی اگر دقت کنید برای نشان دادن 1200 جایزه 250000000 ریالی ، دست مردم فقط " صفر"های این مبلغ را داده اند . یا در مورد بانک رفاه ، تمامی مبلغ بیمه ، بیمه شدگان تامین اجتماعی به این بانک واریز میشود ولی در تیزر این بانک هم آن چنان 300000 جایزه ای را که میخواهند بدهند ( شاید هم ندهند ) را بزرگ میکنند اگار چه کوهی میخواهند از ریشه در بیاورند . و یا در یکی دیگر از این تبلیغات تاکید میشود که تمامی پولهای پس انداز شده در حسابهای قرض الحسنه ، صرف وامهای غرض الحسنه شده است که اصلاً با عقل جور در نمی آید ، پس پول این جایزه ها را از کجا در آورده اند ؟ ایکاش واقعاً دادستانی کل کشور به این موضوع رسیدگی بیشتری میکرد ، که آیا واقعاً این بانکها راست میگویند ؟ آیا واقعاً جوایزی را که میگویند پرداخت میکنند ؟ البته به نظر من تمام اینها فقط های و هوی های تبلیغاتی برای بدست آوردن سهم بیشتری از پولهای راکد مردم است ، آن هم در برابر هیچگونه سرویس دهی مناسب .

۱۳۸۸ آذر ۱۱, چهارشنبه

پول چرا ؟

هر روز در حال کار هستیم بدنبال اینکه شاید بتوانیم جایگاه زندگیمان را ارتقاء دهیم . به نظر این تنها هدف برای بدست آوردن پول برای ما میباشد ، اما کسانی هم هستند که در گذراندن امورات روزانه شان با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم میکنند . یکی از وظایف مهم هر حکومتی برآورده کردن نیازهای اولیه مردمش است ، اما در کشور ما این مسایل در نظر گرفته نمیشود و با داشتن بروکراسی اداری بسیار پیچیده ، انجام هر کاری بسیار طولانی میشود . اصولاً سازمانهای دولتی که یکی از وظایفشان تکریم ارباب رجوع است ، نمیتوانند این امر را به خوبی انجام دهند ، البته دلایلش هم روشن است . بطور مثال ؛ وقتی که یک کارمند ( تازه به شرط رسمی بودن و سنوات کاری بالا ) در ماه 400 تا 500 هزار تومان درآمد دارد و میبیند که این حقوق کفاف زندگیش را نمیدهد ، یا از کارش میزند و یا برای انجام وظیفه اش رشوه میگیرد . یکی دیگر از ضعفها ، ضعف مدیریتی است که در تمامی قسمتهای جامعه مان مشهود است . البته راجع به این گونه مسایل همه حرف میزنند ، مقاله مینویسند ، بحث میکنند ولی باز هم این مشکلات حل نمیشوند . تا وقتی که فقر در جامعه باشد ، نباید توقع پایی آمدن جرایم را داشت . فقر سر چشمه اکثر جرایم میباشد . یک روز یکی از دوستانم گفت که ثروت خوشبختی نمی آورد ولی فقر بد بختی می آورد ، این حرف کاملاً صحیح است . خیلی ها برای بدست آوردن پول برای بر طرف کردن نیازهایشان مجبورند دست به هر کاری بزنند . آیا بهتر نیست در جامعه مان فقر را کنترل کنیم ( نمی گویم ریشه کن کنیم ) و بعد به فکر کارهای دیگری باشیم ؟ البته این کار را نمیتوان با پول مفت دادن انجام داد ، بهتر است که برای مردم راه های قانونی درآمد زایی را باز کنیم تا خودشان این مشکل را حل کنند . ایکاش میشد اینکار را کرد ولی حیف .....

۱۳۸۸ تیر ۴, پنجشنبه

روزگار ما

در زمانی که تقریباً فضای سیاسی و اقتصادی کشور در شرایط بحرانی به سر میبرد آیا درست است که صدا و سیمای کشور دم از خوشبختی و بر وفق مراد بودن روزگار بزند ؟ مثل اینکه آقایان مدیر این شبکه های تلویزیونی خبری از آحاد مردم ندارند ! البته هم حق دارند چون سواره کی دارد خبر از حال پیاده . اصولاً در هر جامعه ای عوام کار چندانی با نوع حکومت و اینکه چه کسی یا چه سمتی در راس قدرت قرار دارد ندارند ، البته درست هم همین است اما چیزی که برای مردم یک کشور بسیار مهم است مسایلی همچون امنیت ، آرامش و آسایش ، مسایل اقتصادی و دقدقه های آینده زندگی برای عوام از هر چیزی مهم تر است . اینکه تقی رییس جمهور باشد یا نقی زیاد فرقی برای مردم ندارد و آنها سیاست مدارانشان را بر اساس معیار های بالا میسنجند و هر کسی که بهتر این وظایف را انجام دهد از نظر آنها بهتر است حالا میخواهد اکبر باشد یا اصغر ! خوب در یک چنین شرایطی که فشار اقتصادی زیادی بر مردم کشورمان است ( چه ثروتمند و چه فقیر ) آیا باز هم باید بر سر اینکه اکبر باشه یا اصغر دعوا کنیم ؟ آیا بهتر نبود که آقایان سیاستمدار از اول و قبل از اینکه کار به خشونت کشیده شود از روشهای سیاسی مشکل را حل و فصل میکردند ؟ من شخصاً علاقه ای به مسایل سیاسی ندارم و تمایلی هم برای بحث در مورد آنها ولی سیاست و اقتصاد دو جزء لاینفک برای پیشرفت یک جامعه هستند . ما در دورانی زندگی میکنیم که دیگر جهانگشایی برای ملتی فایده ای ندارد و هزینه آن به سود حاصله نمی ارزد . پس در یک چنین وضعیتی احتیاجی به ارتشی هجومی هم نیست و یک ارتش که قدرت دفاعی خوبی داشته باشد برای جامعه مکفی است و میتوان هزینه های دیگر این ارتش را در جامعه سرمایه گذاری کرد تا از سود آن همه جامعه بهره ببرند . میتوان با استفاده از تاکتیک های مختلف اقتصادی و سیاسی کشور را به کشوری موفق تبدیل نمود . کشوری که از نظر اقتصادی و سیاسی موقعیت خوبی داشته باشد حتی بزرگترین ارتشها هم نمیتواند به راحتی از پا در آوردش . با یک نگاه گذرا به جامعه خودمان به راحتی میتوانیم این مسئله را لمس کنیم که وضعیت اقتصادی مردم به روز بد تر میشود ، آمار بیکاری سریعتر بالا میرود و درآمد مشاغل آزاد به سرعت پایین می آید . اقشار کم درآمد جامعه ما به شدت فشار را تحمل میکنند اما تا کی ؟
به نظر من مهمترین مسیله در حال حاضر در جامعه ما همین موضوع است چون مشکلات را هر کسی تا یک حدی تحمل میکند و پس از آن دیگر منطق ، اعتقاد ، ایمان ، دین ، قانون ، قوه تفکر و ... تمامی اینها از کار می اتند و ممکن است که فرد دست به هر کاری بزند و این یعنی بی قانونی و هرج و مرج ، آن زمان است که شکافهای جامعه سر باز میکنند و اتفاقات غیر قابل پیش بینی روی خواهد داد . پس بهتر است که بیشتر به فکر آینده و درمان زخمهای جامعه باشیم تا به یک چنین مشکلاتی بر نخوریم و فراموش نکنیم که مردمان نجیب ایران زمین تا حالا تمام سختیها را تحمل کرده اند و خم به ابرو نیاورده اند ولی این خمها کم کم دارند نمایان میشوند ... .