‏نمایش پست‌ها با برچسب اندر احوال ما. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اندر احوال ما. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ آذر ۹, چهارشنبه

اندر مشکلات ما

قبل از هرچیز باید چند نکته را مشخص کنم . 1- بنده یکی از طرفداران برابری زن و مرد هستم . 2- از جنبش آزادی زنان هم حمایت میکنم . 3- به هیچ وجه هم به شخصیت کسی نمیخواهم توهین کنم .

برای شروع این بحث باید بگویم که اکثر مشکلاتی که ما در کشورمان داریم بطور مستقیم یا غیر مستقیم ، تقصیر خانم ها است . برای اینکه دلیلم را بیان کنم باید اول راجع به جامعه مان و ساختار آن یک توضیح کوچک بدهم . جامعه ما یک جامعه سنتی است که هنوز آنقدر ها بر خلاف ظاهرش متمدن نشده و است و در جامعه سنتی هم ساختار پایه خانه و خانواده کاملاً مشخص است ، بدین صورت که مرد در بیرون از خانه کار میکند و زند هم به امور خانه میرسد . بحث بنده از اینجا آغاز میشود یعنی از نقطه ای که زن وظیفه دار خانه میشود . تمام مشکلات ما در این دنیا از همین ساختار و از همین نقطه شروع میشود جایی که یک زن میبایست به امور خانه رسیدگی کند که یکی از قسمتهای این رسیدگی " تربیت فرزندان " است . حال مگر این تربیت چه مشکلی دارد همان چیزی است گه امروز شاهد آن در جوامع مختلف هستیم و تفاوت جوامع و سطح پیشرفت شان هم از همین جا شروع میشود . بطور مثال مادری را تصور کنید که یک دختر و یک پسر دارد . در تربیت این دو به یک شکل رفتار نخواهد کرد و مشکل از همین جا شروع میشود ، فرزند پسر خود را جوری تربیت میکند که به اصطلاح مرد باشد و مرد بودن یعنی زور بازو و دختر خود را به اصطلاح ناز پرورده این یعنی اینکه به پسر خود اجازه میدهد که کارهایی را انجام دهد که دختر حق انجامش را ندارد مثلاً پسر ها زود تر رانندگی یاد میگیرند ، میتوانند از در و دیوار بالا روند و به اصطلاح شیطنت کنند و در مقابل به دختر همان تو سری خوردنی را که خودش هم تجربه کرده است آموزش میدهد . به پسر این حق را میدهد که راحت و آسوده بدون باز خواستی رفتار کند و به دخترش همش میگوید دختر ها فلان کار را نباید بکنند و فلان کار را باید بکنند . همین نکته کوچک در زمانی که این فرزندان بزرگ میشوند به بدبختی جامعه ای شبیه جامعه ما ختم میشود یعنی آزادی بیشتر برای آقایان . حال اگر زنان جامعه سنتی مثل ما فرزندانشان را برابر و یکسان و فارغ از جنسیتشان بزرگ کنند آیا باز هم شاید این نابرابری ها خواهیم بود ؟ اگر این جامعه سنتی یاد بگیرد که فرزندانش را درست تربیت کند ، آنگاه وقتی که این فرزندان بزرگ میشوند و نسلهای بعدی را تشکیل بدهند ، باز هم فکر میکنید که شاهد این نابرابری ها باشیم ؟ یکی از مسایلی که در جنبشهای آزادی خواه زنان بنده با آن مشکل دارم همین مسئله است که زنانی که میدانند باید شرایط مساوی و برابر با مردها داشته باشند میخواهند همین الان به این شرایط دست پیدا کنند بدون آنکه شرایط اولیه اش که همان تربیت صحیح است موجود نیست . هنوز مردان زیادی هستند ( و حتی زنان ) که نمی توانند درک کنند که زن و مرد برابرند و هر دو انسانند . پس بیایید اول فرهنگ را اصلاح کنیم و بعد پایه های بعدی را بنا کنیم . در جامعه ای که هیچ زنی هیچگاه به نصف بودن حقش در برابر یک مرد اعتراضی نداشته ، نمیشود توقع داشت که به همین راحتی قوانین اصلاح شوند و همه چیز سریع درست شود . این مشکل فقط و فقط توسط خود زنان حل خواهد شد .

۱۳۹۰ شهریور ۹, چهارشنبه

وقتی که ما نمی فهمیم

تو زندگی زمانهای زیادی پیش می آید که ما هیچ چیزی را نمی فهمیم و درک درستی از مسایل نمی توانیم داشته باشیم . نکته دقیقا در همیجاست که چرا نمی توانیم که مسایل را درک کنیم ؟ با یک نگاه ساده به زندگی کودکان به راحتی میتوان به جواب رسید . کودکان هیچ وقت مسایل را برای خودشان پیچیده نمیکنند ولی ما همیشه مسایل را پیچیده میکنیم و بعد می خواهیم که آنها را حل کنیم . بچه ها به سادگی شاد میشوند ، می خندند ، دوست میشوند ، مهربانی میکنند ، در حق هیچ کس و هیچ چیز بدی نمیکنند ، دشمنی نمیکنند ، نمی جنگند و ... اما ما همیشه عکس آنچه که خود نیز در بچگی میکردیم را انجام میدهیم ، همیشه مسایل را پیچیده میکنیم ، همیشه دشمنی میکنیم و همه را یا رقیب میبینیم یا دشمن ، دوستیهایمان کم دوامند و تعداد دوستان کمتر . برای بدست آوردن چیزی حاضریم هر کاری انجام دهیم و تمام اعتقاداتمان را هم زیر پا بگذاریم . بچه ها موسیقی ، شادی ، تفریح و آزادی را دوست دارند و هیچ وقت زمانی را برای ناراحت بودن تلف نمیکنند . یعنی ساده بودن تا این اندازه سخت است ؟

۱۳۹۰ شهریور ۵, شنبه

داستانی از 65 سال پیش

این یک داستان واقعی از شرایط کشور ما در 65 سال پیش است . یکی از اقوام بنده که در حدود 80 سالش است داستانی را برای ما تعریف کرد که برایم خیلی جالب بود . در آن زمان وقتی که خودش 15 سال داشته برای فروش گوسفندانشان از دهی در استان مرکزی نزدیک اراک به سمت تهران راهی میشوند . در طول مسیر راهشان را گم میکنند و به یک روستا میرسند . از اهالی روستا مسیر را جویا میشوند و نکته این داستان در همینجاست . در آن ده کسی مسیر رفتن به تهران را نمیدانسته . کسی نمیدانسته که چکونه میتوان به پایتخت کشور رسید . از بزرگ روستا وقتی در مورد تهران جویا میشوند در جواب میگوید مگر بجز احمد آباد بالا و احمد آباد پایین جای دیگری هم هست ؟ شاید باور این داستان کمی سخت باشد و شاید هم بنده را به افسانه گویی متهم کنید اما این داستان واقعی است ، واقعی تر از آنکه بتوان باورش کرد . اما حقیقت دارد . ما در یک چنین جامعه ای زندگی میکنیم مگر همین سال گذشته از چند کپیر نشین در استان کرمان خبری تصویری منتشر نشد !!! حال ببینید که یک چنین جامعه ای انقلاب کرد و آیا واقعاً باید در حال حاضر از این جامعه توقع فهم جامعه مدنی را داشت ؟

۱۳۹۰ مرداد ۱۷, دوشنبه

داستان شوشولی


آب بازی نکنیم ،
آب را گل نکنیم ، 
شاید در دور دست فرنود شوشولش را می شوید
بر گرفته از اشعار حاج عادل 

دیگه این داستان شوشول این فرنود رو همه میدونن و ببینین این مغز متفکر بمب اتمی نانو خفن انگیز ناک واکسن ایدز ساز همه چیز تموم تا کجا  ها پیش میرود . آب بازی !!! آن هم تو روز روشن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شوشول تو تلویزیون ملی اسلامی مذهبی فرهنگی ایرانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی واقعاً آخر زمون که میگن همینه ؟!؟ احتمالاً خدا داره آماده روز قیامت میشه و ما خبر نداریم !!!!! دیگه حرمت شکنی و هنجار گریزی تا کجا ؟؟؟؟؟ آقا یکی جلوی این ها رو بگیره دارن شیب سقوط اجتماع به قهقرا رو به 90 درجه نزدیک میکنن !!! حتماً باید با مخ بخوریم زمین و ملاجمون منتشر ( یا منفجر شاید هم منهدم ) بشه تا دیگه اصلاً نتونیم بیدار شیم ؟؟؟ 

برم یه لیوان چایی بکشم و یه سیگار بخورم شاید آروم بشم !!!

۱۳۹۰ مرداد ۱۵, شنبه

ملت قر

هر وقت میام تو اینترنت و میرم تو سایتهای مختلف که بیشتر به فیس بوک سر میزنم یکی از تفاوتهای بزرگ ملتمون رو با بقیه مردم میبینم و اون هم دائم القر بودن ماست . بقیه مردم میشنن نمیدونم از ک... و کو...شون عکس میندازن و میزارن تو فیس بووووک حال میکنن و ما میشینیم و بد بختیهامون رو به رخ هم میکشیم و دلسوزی هم نمیکنیم بلکه به هم به خاطر میزان بدبخت بودنمون فخر میفروشیم . البته حق هم داریم چون بهمون گفتن که " نه این لباس زیباست نشان آدمیت " احتمالا شیخ اجل با قشر خاصی نسبت داشته یا شاید هم با لباس فروشها مشکل !!! به هر حال بنده که خودم در قر زدن ید طولایی دارم دیگه خسته شدم ، بقیه رو نمیدونم . آخه این دو سه روز عمر که زرتی میگذره چرا اینقدر سخته نمیدونم شاید اگر یه پلانگتون بودیم مشکلاتمون کمتر بود . 

۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

فیلتری هم عالمی داره

تو کشورهای منطقه اتفاقا ت جالبی که باید میفتاد در جریانه ولی نمیدونم چرا محدودیت هاش رو ما باید تحمل کنیم . تو مصر تونس مراکش لیبی الجزایر بحرین شلوغ شده ما باید فیلتر بشیم چرا خدا داند . شاید دولت مردان ما میترسن ؟ آخه چرا ؟ نمیدونم چرا این رو هنوز نفهمیدن که ما ایرانیها کبریت بی خطریم و هر چفدر هم تو سرمون بزنن تکون نمیخوریم . ما که عرب نیستیم که متحد باشیم . مطمین باشین که اگر اتفاقی هم بخواد بیافته ما ایرانیها خودمون سریعا از بین میبریمش و حاضریم هم قطارهامون رو به خاطر پول بفروشیم . پس کسی نباید در ایران نگران انقلاب دیگه ای باشه . این اقایون به اصطلاح سبزی هم یه روزی از همین دار و دسته بودن و فراموش نکنیم که زمانی که قدرت داشتن مگه تاج به سر ما زدن . چرا ما ایرانیها همیشه سنگ اشتباهی به سینه میزنیم ؟ همیشه اول یک کاری رو انجام میدیم بعد به عوافبش فکر میکنیم . چرا نباید اول فکر کنیم بعد عمل کنیم ؟ 

۱۳۸۹ بهمن ۲۳, شنبه

چند روزی همه چیز تعطیله

همونطوری که میدونید آقای مبارک هم سرنگون شد تا مثل بقیه دیکتاتورها به تاریخ به پیوندد . اما جالبه که تو مصر شلوغ میشه اینجا اینترنت فیلتر میشه . به هر حال وبلاگهای بلاگ اسپات رو فیلتر کردن ولی سایت بلاگ اسپات رو فیلتر نکردن یعنی میشه وبلاگ نوشت ولی نمیشه وبلاگ خواند . اینکار هم ( وبلاگ نویسی منظورمه ) مثل بقیه کارها تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد . مملکت تعطیلات که هست حالا تعطیل تر بشیم .

۱۳۸۹ بهمن ۷, پنجشنبه

بدنبال آزادی

آزادی یکی از حقوق اولیه هر انسان است . بدون آزادی هیچ جامعه ای پیشرفت نخواهد کرد . اما نکته جالب در زندگی ما انسانها این است که برای اینکه بتوانیم پیشرفت کنیم رو به زندگی اجتماعی آوردیم قافل از اینکه همین زندگی به اصطلاح اجتماعی در حال نابود کردن آزادی های فردی ما نیز هست . منظورم از این حرف این نیست که خود جامعه آزادی ها را از بین میبرد بلکه منظورم این است که خودمان پایه های جامعه را غلط بنا نهاده ایم و با قوانین غلط به افراد سود جو اجازه میدهیم که آزادیهایمان را از ما بگیرند .با یک نگاه ساده به اتفاقات تونس و الجزایر و دیگر کشورهای عربی میتوان نتیجه اینگونه تصمیمات را دید . رهبران این ملتها را خود مردم انتخاب کرده اند و بعد به خاطر نداشتن سواد و اعتماد بیش از اندازه و دادن اختیارات زیادی رهبرانشان را به دیکتاتور تبدیل کرده اند و حالا باید کلی زحمت بکشند تا این افراد را از قدرت خلع کنند . حالا برای رسیدن به آزادی باید خونهای زیادی پرداخته شود تا بتوانند دوباره آزادیهای از دست رفته شان را دوباره بدست آورند . چرا از همان اول از تجربیات تاریخ درس نمیگیریم ؟ چرا باید اول انتخاب کنیم بعد راجع به عواقب انتخابمان فکر کنیم ؟ بالاخره دنیای عرب بیدار شده است و مردم این سرزمینها میخواهند حقوق خود را باز پس گیرند . دنیای امروز دیگر جایی برای دیکتاتورها ندارد . ماهی را هروقت از آب بگیریم تازه است .

۱۳۸۹ دی ۱۴, سه‌شنبه

حق تقدم ، فقط خودم

تمام كساني كه مي خواهند گواهينامه رانندگي دريافت كنند ، قوانين اينكار را نيز آموزش ميبينند . يكي از مواردي كه بعنوان قانون در بحث رانندگي وجود دارد ، قانون حق تقدم است . در كل اين قانون پيچيده است و در شرايط هاي مختلف حق تقدم با وسايط نقليه مختلف ميباشد كه البته بطور كامل در قانون شرح داده شده است ، ولي از آنرو كه ملتي ساده و بي پيرايه هستيم و به تشريفات هم علاقه اي نداريم ، اين قانون پر تشريفات را كمي ساده كرده ايم تا هم همه به خوبي آنرا متوجه شوند و هم اينكه ديگر راحت تر بتوان آنرا اجرا كرد . ساده شده اين قانون به اين شرح ميباشد : 
حق تقدم با : فقط خودم 
ميبينيد كه حالا چقدر ساده و بهتر شده است  . اين همان شيوه بسيار مفيد و نوين و خوب اصلاح شده قانون حق تقدم ميباشد و هموطنان عزيز به خوبي آنرا رعايت ميكنند و به حرات ميتوان گفت تنها قانوني است كه مردم به خوبي رعايت ميكنند .

۱۳۸۹ دی ۱۳, دوشنبه

بالاخره آسمان را هم ديديم

بعد از چندين و چند روز آلودگي ، آسمان كمي پيدا شد .باز هم مثل هميشه هيچ كس اين مشكل را گردن نگرفت و راه حلي هم براي جلوگيري از آن ارايه نشد ، يعني باز هم آلودگي خواهيم داشت . يكي از اصلي ترين عوامل اين آلودگي خودروهاي توليد داخل است كه هيچ گونه استانداردي را رعايت نميكنند و بعد از اين همه كش و قوس ، ايران خودرو قبول كرد تا قطعه اي را كه ميبايست بر روي خودروهاي توليدي اش نصب ميكرده و نكرده را نصب كند ، ان هم با هزار منت . در روزنامه خواندم كه يكي از مسئولين اين شركت گفته كه به خاطر اينكه وجدان كاريشان را رعايت كنند قرار است بر روي اتومبيلهاي توليدي سالهاي قبلشان قطعه كنيستره را نصب كنند . نميدانم اين وجدان قبلاً كجا بوده كه حالا براي كاري كه وظيفه شان بوده است كه انجام دهند و نداده اند بر سر مردم منت گذاشته و ميخواهند اينكار را انجام بدهند . پس سازمان استاندارد تا بحال چه ميكرده ، خدا داند . چرا يك همچنين شركتي را مستثا از اجراي قانون ميدانند ، نميدانم !!! تا به كي اينچنين چيزها را بايد ببينيم ، خدا داند.

۱۳۸۹ دی ۱۱, شنبه

2011

يك سال ميلادي جديد . اميدوارم كه اين سال جديد بر هموطنان مسيحيمون مبارك باشه . قبلاً وقتي كه كوچيك بودم تو اين موقع سال تهران هميشه برف داشت ولي حالا فقط اين شهر دود داره و همين . ديگه اين شهر هم شده مثل مردمونوش ، غمبار و گرفته ، مثل مردمش شده تاريك و سياه ، يك شهر خسته كه صبحها هم حال بيدار شدن رو نداره . يك زماني بعد از ظهر جمعه رو نميشد تو خونه موند و حالا نميشه تو شهر . ياد قديما به خير . سال نو ميلادي مبارك

۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

باران هم آمد

بالاخره بعد از مدتها در تهران هم باران آمد . هر چند که کم بود ولی باز هم جای شکرش باقی است که باران آمد ، وگرنه با این همه آلودگی چکار می خواستیم بکنیم خدا داند . در این یک ماه گذشته خیلی از مسایل دست به دست هم دادند تا وضعیت اقتصادی بدتر شود ، ماه محرم ، آلودگی هوا ، سردرگی یارانه ها ، بی حالی مردم و ... . با یک نگاه به وضعیت بارندگی در ممالک کافر نشین ، آدم به عدالت خدا شک میکنه ، شاید هم عدالت خدا درسته برای آنها باران و برف میفرسته تا سال آینده مشکلی از کمبود آب نداشته باشن . به ما ستختی میده تا ایمانمون رو امتحان کنه ، به هر حال ما که نفهمیدیم چیکار میکنه بقیه رو نمیدونم .

۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

کاهش تورم؟

امروز در روزنامه راجع به کاهش تورم به 9/7 درصد خواندم . اگر واقعاً تورم تا این اندازه کاهش یافته است ، بسی جای امیدواری است اما آیا واقعاً این رقم با واقعیت همخوانی دارد ؟ البته این رقم با واقعیت همخوانی دارد اما نکته این تورم در این است به جای اینکه اجاره خانه 100 هزارتومان در ماه افزایش یابد ، حالا 80 تا 90 هزار تومان افزایش داشته است . قیمتها نیز به همین ترتیب . کاهش آمار تورم به هیچ وجهی به کاهش قیمتها نمی انجامد و فقط شیب سیر صعودی آنرا کمی کاهش میدهد و این در حالی است که درآمد بسیاری از مشاغل نیز به خاطر وضعیت اقتصادی نیز کاهش یافته است . من به خاطر شغلی که دارم ( شغل من تبلیغات است ) با مشاغل زیادی در ارتباطم و وقتی که نحوه تبلیغات و میزان هزینه این مشاغل برای تبلیغ کالا یا خدماتشان را میبینم ، متوجه کمی درآمد آنها و بازخورد کم آنها از تبلیغات را میبینم . این بازخورد کم نیز به خاطر وضعیت اقتصادی کشور است ، وقتی که قدرت خرید مردم کمتر و کمتر میشود ، تبلیغات نیز جوابگوی فروش برای تبلیغ کنندگان نخواهد بود . امروز یک خبر نیز راجع به توقیف روزنامه ایران شنیدم ، چون صبح این روزنامه توزیع نشده بود و صفحه رویی روزنامه شرق نیز توزیع نشد . احتمالاً این توقیفها به خاطر سالگرد سقوط هواپیمای C130 حامل خبرنگاران بوده است . طبق بخشنامه ای که دولت به شرکتهای زیر مجموعه خود چندی پیش فرستاده بود ، این شرکتها موظف بودند که تبلیغات خود را فقط در روزنامه ایران ( روزنامه رسمی خبرگزاری جمهوری اسلامی ) انجام دهند ، پس این توقیف نمیتواند به خاطر مسئله دیگری بجز همان سالگرد خبرنگاران باشد ، چون هزینه چاپ نشدن یک روز این روزنامه و یا روزنامه های دیگر بسیار بالاست و برای آنها هیچ توجیه اقتصادی ندارد ، چون متحمل ضرر بالایی میشوند . درهر حال تنها روزنامه ای که به لطف دولت تقریباً صفحاتش برای تبلیغات پر بود ، امروز توزیع نشده است . نمیدانم جوابگوی اینگونه تصمیمات چه کسی خواهد بود .

۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه

زندگی خوب 2

یکی از بیشترین کلمات جستجو شده که به وبلاگ من ختم شده است همین خوب زندگی کردن است . در اینکه تمام مردم دنیا بدنبال بهتر کردن شرایط زندگی خودشان و یا خوب زندگی کردن هستند ، شکی نیست اما همیشه خوب زندگی کردن در داشتن ثروت زیاد و یا رفاه نیست . خود من همیشه از بی پولی شکایت دارم و یا از اینکه چرا شرایط کاریم آنگونه که میخواهم نیست گلایه میکنم . در این چند ماه یعنی از مردادماه امسال تا الان بد ترین شرایط مالی را تجربه میکنم ، چندین اتفاق بد برایم افتاد ، بیمار شدم و ... . اما دیروز اتفاقی برایم افتاد که متوجه نکته ای شدم که تا کنون اصلاً به آن توجه نمیکردم . زمانی که از دفتر بیرون رفته بودم در پارک ورشو متوجه یک پسر و دختر جوانی شدم که به احتمال قوی زن و شوهر بودند . ناگهان آن پسر جوان شروع کرد به داد زدن و بلند حرف زدن و با هم دعوا کردند ، اتفاقی که بین خانواده های زیاد رخ می دهد . در یک لحظه به یاد زندگی خودم افتادم که تا به امروز حتی یک بار هم اتفاق نیافتاده است که در زندگی مشترکم با همسرم ، با هم دعوا کرده باشیم و یا سر هم داد زده باشیم . در مسایلی با هم مشکل داشته ایم اما کاملاً منطقی و با صحبت کردن آن مشکل را حل کرده ایم و اگر هم از دست هم دلخور شویم ، با صحبت کردن راجع به آن مسئله ، مشکل را حل میکنیم . این همان مسئله ای بود که تا کنون به آن توجه نکرده بودم . با تمام مشکلاتی که دارم ، زمانی که به خانه میرسم دیگر چیزی آزارم نمیدهد و زمانی که در خانه هستم ، مثل این است که همه چیز دارم. آنهایی که واقعاً بدنبال زندگی بهتری میگردند ، بهتر است اول از همه روابط خودشان را اصلاح کنند ، خویشتن دار باشند و صبور . تمامی مشکلات با کمی صبر حل میشود .

۱۳۸۹ آذر ۶, شنبه

مملکت تعطیلات

تعطیلات خوش گذشت !!! نمیدونم با این همه تعطیلات چیکار باید بکنم . هر کسی رو که میبینی از این همه تعطیلات می ناله اما تو هر تعطیلات این همه جاده ها شلوغ میشه ، آخه این همه تعطیلات چیز بدیه ، کلاً همه از تعطیلات بدشون میاد . نه رومیه رومی هستیم نه زنگیه زنگی . نه به این همه ناله ، نه به این خوش گذرونیها ، همه موقع پرداخت بدهی هاشون که میشه ، میگن ندارن اما تا یه روزی زرتی تعطیل میشه ، میرن خوش گذرونی . واقعاً باید به دولت در این زمینه که بدون اعلام قبلی ، یه هووووو تعطیل میکنه ، آفرین گفت . میگن کافر همه را به کیش خود پندارد ، در مورد دولت ما کاملاً صادقه ، نه اینکه خودشون بیکارن و پولدار ، فکر میکنن بقیه هم مثل خودشون هستن . البته این از صفات مبارک ما ایرانیهاست که جلوتر از دماغمون چیزه دیگه ای نمیبینیم . فقط خودم و خودم ، گور بابای بقیه . شاید هم هی دلشون برای بچه های غزیزشون که در قربت در حال تحصیل علم هستن تنگ میشه و میگن بزار تعطیل کنیم و یه سفر بریم خارجه ( یا همون فرنگ خودمون ) یه سری به بچه های نازنینمون تو قربت بزنیم تا نکنه از دلتنگی و دوری خانواده ، اون هم تو شرایط بد اقتصادی که نمیتونن بیشتر ماهی 6 ، 7 هزار پوند براشون پول تو جیبی بفرستن ، خدای ناکرده تو دام فساد غربی ها بیفتن . البته فکر بد نکنین ، چون این آقازاده ها برای ترویج و اعتلای فرهنگ ایرانی به خارجه رفتن نه برای چیز دیگه !!! تازه باباجونمشون هم اینجا کلی زحمت میکشه تا ماهی 40 ، 50 میلیون تومن پول دربیاره . آخه اونها با تقویم خارجکی کاری میکنن که توش تعطیلاتش کمه ، نه با تقویم داخلکی که روزهایی که قرمز نیستن هم یه هووووو قرمز میشن . البته این قرمز شدن هم از خجالت و شرم و این حرفها نیست بلکه از خوشی زیاده . این سازمان اقتصادی سازمان ملل هم مثل اینکه یه مشت دیوونه دور هم توش جمع شدن ، چون درآمد ناخالص ما ایرانی ها با اینکه نصف بیشتر سالمون تعطیله با یک کشور درجه دو اروپایی که در سال فقط 59 روز تعطیلی داره برابره . عجب دنیایی داریم !!!

۱۳۸۹ آذر ۴, پنجشنبه

وقتی مجبوریم

اینبار میخواهم در مورد بازیهای آسیایی گوانگجو بنویسم . در مورد اینکه ایا وضعیتمان خوب است یا بد ، تیمهایمان ضعیف ند یا قوی نمی نویسم . در مورد این مینویسم که ما ایرانیها برای بقایمان مجبوریم تن به چه خفتهایی بدهیم . این چند روز ورزشکاران ایرانی مدالهای خوبی آورده اند و بر روی سکو رفته اند تا مدالشان را بگیرند و از شانسشان اگر کسی که برای اهدا مدال آمده بوده است از جنس مخالفشان بوده است مجبور شده اند مثل یک میمون فقط از خودشان ادا و اتفار در بیاورند که مبادا مجبور به دست دادن شوند و زندگیشان به خاطر یک دست دادن بر باد برود . در داستانها و تعالیم دینی زیاد آمده است که جز خدای متعال ، هیچ کسی لایق سجده و رکوع نیست ، اما این ورزشکاران بدبخت ما برای در امان بودن ، مجبورند برای اینکه با جنس مخالفشان دست ندهند ، جلوی آنها تعظیم کنند و یا همانند بوداییان و یا ژاپنی ها با دو دست به هم چسبیده ادای احترام کنند . واقعاً که از سر اجبار چه کارهای احمقانه ای که ما ملت بدبخت نمیکنیم .

۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه

عجله کنید که شاید دیر شود

یادم می آید وقتی که کوچک بودم میگفتند که عجله کار شیطان است . اما الان که بزرگ شده ام دیگر کسی نمی گوید که عجله کار شیطان است . احتمالاً ظرف این چند سال که همه چیز تغییر کرده است مثل شرایط جوی زمین ، عجله هم از یک کار ناپسند به کاری پسندیده تبدیل شده است . با یک نگاه دقیق به مشکلات موجود به راحتی میتوان متوجه شد که اکثر مشکلاتی که برایمان بوجود می آید از سر عجله کردن است . اکثر تصادفات رانندگی ، کلاهبرداری ها ، شکست های عشقی ، ازدواجهای بی پایه ، سرمایه گذاریهای بی مورد و ... در تمام اینگونه موارد اگر کمی صبر و حوصله داشته باشیم ، می توانیم مشکلات را حل کنیم . زمانی که بزرگتر ها از گذشته و زندگی شان یاد میکنند ، می گویند که " قدیما که اینجوری نبود ، وقتی که می خواستیم خونه بخریم اگر پول هم نداشتیم معامله رو انجام میدادیم و صاحب ملک با اعتمادی که به ما میکرد خونش رو بهمون میفروخت و بعداً پولش رو میگرفت " اما حالا چطور؟ آیا میتوانیم تا این حد به هم اعتماد کنیم ؟ وقتی که صبح به سر کار می آیم ، در مترو و یا صف اتوبوس میبینم که همه برای رسیدن به محل کارشان عجله دارند ، میدوند و به هم تنه میزنند ، حاضرند که پای دیگران را لگد کنند تا خودشان در موقعیت بهتری قرار گیرند . اما آیا شده به آخر کار هم بیندشیم ؟ مثل اینکه واقعا " قدیما اینجوری نبوده "

۱۳۸۹ آبان ۳۰, یکشنبه

ما چه هستیم؟

من هنوز هم نتونستم بفهمم که ما ایرانیها چجور موجوداتی هستیم!!! آخه هر جوری فکر میکنم نمیتونم بفهمم ، اینهمه تو تلویزیون صحنه های تصادف رو نشون میدن ، کافی یه روز وقتتون رو تو خیابون بگذرونین تا کلی صحنه های عجیب و غریب تصادف ببینین. یکی از این صحنه ها رو امروز صبح دیدم ، کسانی که تهرانپارس زندگی میکنن میدونن که خیابونهای تهرانپارس عرضشون کمه ، امروز یک پرشیا سفید ساعت 7 صبح تو همین خیابونهای شمالی- جنوبی زده بود به یه درخت و داغون شده بود اون هم تو لاین مخالف ، آخه ساعت 7 صبح این آقا چیکار داشته ، خدا وکیلی هر کی این صحنه رو ببینه تو عقل این آدم شک نمیکنه ؟ آخه کدوم آدم عاقلی 7 صبح اینکار رو میکنه ؟؟؟ مگه این ملت مستن ؟ مشروب خوردن که حرامه ، نکنه مواد مصرف میکنن بعد میشینن پشت فرمون و فکر میکنن دارن هواپیما میرونن ؟؟؟ همیشه مرگ واسه همسایه نیست

۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

هر کی هرکی

تقریباً 3 ماه پیش همسر من با اتومبیل خودمان تصادف کرد و به علت جرحی بودن تصادف (خواهر همسر من مصدوم شده بود) انجام امور بیمه ای ، بسیار طولانی شد . حالا بعد از گذشت 3 ماه و با اینکه بنده بیمه بدنه برای اتومبیل خودمان داشتم ، هنوز نتوانسته ام خسارت کلی را دریافت کنم . در طول این مدت چند نکته که به نظر من برای همه مفید است را متوجه شدم :
1) مامورین محترم نیروی انتظامی هیچ علاقه ای به راهنمایی درست و انجام امور بر روی روال قانونی و اداری موجود ندارند و سعی در طولانی تر کردن زمان رسیدگی به پرونده را به خوبی اجرا میکنند .
2) دادسراها و شراهای حل اختلاف که زیر نظر قوه قضاییه فعالیت میکنند و با یک قانون کار میکنند رای صادره از یکدیگر را قبول ندارند .
3) شرکتهای بیمه در پرداخت کردن حداقلی خسارتی سنگ تمام گذاشته و به هیچ قانونی هم احترام نمیگذارند حتی قانون مشتری مداری.
4)بیمه بدنه تمام تلاش خود را برای پرداخت نکردن خسارات وارده به نحو احسن اجرا میکند و مشتری اش را به جایی میرساند که پشت دستش را داغ کند و دیگر هیچ وقت اتومبیل خود را بیمه بدنه نکند .
5) کارشناسان دادگستری بالاترین نظر را در مورد تعیین خسارت دارند ، ولی شرکتهای بیمه نظر این کارشان رسمی را قبول ندارند و فقط به نظر کارشناس خود اکتفا میکنند .
6) کارمندان محترم شوراهای حل اختلاف هیچ علاقه به جوابگویی به مشکلات مراجعه کنندگان ندارند و همیشه راهنمایی اشتباه میکنند و در طولانی تر کردن مسیر دادرسی کارشان را به خوبی اجرا میکنند .
7) هر کلانتری و یا دادسرا و یا شورای حل اختلاف قانونش با سازمان همسان خودش متفاوت است .
در آخر اینکه اگر در حادثه ای و یا هر چیز دیگری مقصر شناخته شدید ، بدانید و آگاه باشید که قانون در کشور ما برای گناهکاران و مقصران بسیار دادرس است و نمیگذارد که وقت گرانبهای این قشر محترم بیهوده تلف شود و برای آن دسته از هموطنانی که زیان و خسارتی متوجه آنان میشود سنگ تمام میگذارد تا از حق خود بگذرند و یا آن وقت گرانبهای خود را تلف کنند تا در آخر به کرده خود که همان زیان دیدن است اعتراف کرده و از حق خود بگذرند .
پس بدانید و آگاه باشید که بزرگترین جرم در کشورما قانون شکنی و جرایم تعریف شده دیگر نیست بلکه بزرگترین گناه در کشور ما داشتن حق است حال هر حقی می خواهد باشد .

۱۳۸۹ آبان ۶, پنجشنبه

اقتدار مردم

همونطوری که اکثراً میدونید در فرانسه باز هم اعتصابات همگانی ادامه دارد . این اتفاق در حالی رخ میدهد که لایحه جنجالی تبدیل به قانون شده است ولی باز هم مردم دست از اعتصاب بر نداشته اند و در حال مخالفت کردن هستند . منظور من از نوشتن این جملات این نیست که خوش به حالشونه یا نه ، منظور من همون اقتدار ملتها و مردمانشونه ( امروز حوصله ادبی نوشتن رو ندارم شرمنده ) منظور من درکل به خود مردمهاست . در دنیا مردمان کمی هستند که تاریخ ساز شده اند . مثلاً مردم بورکینافاسو یا زییر یا کشورهای اینچنینی در تاریخ عمومی دنیا نقش چندانی نداشته اند ولی چند کشور وجود دارند که مردمانشون تاریخ ساز شده اند . مثل کشور خودمون که اولین منشور آزادی رو به جهان اهدا کرده و یا فرانسه که انقلاب کبیر رو داشتن و یا آلمان که جنگ جهانی رو به راه انداخته و یا آمریکا که بمب اتم رو سر مردم ژاپن ریخت . یا همین مردم ژاپن که مردم منچوری رو بیچاره کردن و یا چینی ها با اون قتل عام میدان تیان آن . ای کاش میتونستیم که از تمام این اتفاقات درس بگیریم و یک قانون جامع برای همه بسازیم ( البته در آینده این اتفاق خواهد افتاد ) .