یک روز قورباغه ها تصمیم گرفتند که از یک برج بلند بالا بروند و برای اینکار یک مسابقه ترتیب دادند . کلی آدم جمع شد ببینه که این قورباغه چه جوری میخوان این برج بلند رو بالا برن . وقتی که مسابقه شروع شد ، اکثر تماشاچی ها هی میگفتن " مگه میشه یک قورباغه بتونه این ارتفاع رو بالا بره " ، " امکان نداره بتونن موفق بشن " و از این جور چیزا . هر چی مسابقه جلوتر میرفت ، تعداد قورباغه هایی که از مسابقه خارج میشدن هم بیشتر میشد و بر تعداد کسانی که عقیده داشتن که قورباغه ها موفق نمیشن هم اضافه میشد . اما بالاخره فقط یک قورباغه تونست به خط پایان برسه و همه با تعجب همدیگر رو نگاه میکردن و تصمیم گرفتن برن از این قورباغه قهرمان بپرسن که چه جوری شده که اینجوری شد . همه قورباغه ها و آدمها دور این قورباغه جمع شدن و شروع به سوال پیچ کردنش کردن که " تو چه جوری موفق شدی ؟" ، اما از قورباغه قهرمان صدایی در نمیومد و بعد از مدتی مشخص شد که این قورباغه قهرمان " کر" تشریف دارند .
۱۳۸۹ خرداد ۲۷, پنجشنبه
۱۳۸۹ خرداد ۲۳, یکشنبه
خوش به حالت کلاهبردار
چند وقتی است که میبینم بعضی از افراد بدنیال یافتن ره هایی برای کلاهبرداری در اینترنت جستجو میکنند و جالب اینجاست که به وبلاگ من هم سریمیزنند . نمیدانم واقعاً این افراد بدنبال چه هستند و واقعاً چه میخواهد، شاید میخواهد این راه ها را بیابند تا دیگر سرشان کلاه نرود و یا شاید هم میخواهند راهی بیابند تا سر دیگران را کلاه بگذارند . به هر حال راههای زیادی برای انجام این کار وجود دارد ، اما یک سوال ، تا به حال چند کلاه بردار را دیده اید که بعد از کلاهبرداری و رسیدن به پول زندگی خوبی دارند؟ آیا واقعاً یک همچنین فردی را دیده اید یا میشناسید اگر میدانید به من هم بگویید تا من هم به دنیال راهی برای کلاهبرداری بگردم ، چون از کار کردن و به جایی نرسیدن خسته شده ام ، شاید در اینکار موفق شدم ، خدا را چه دیده اید . به آن دسته از بازدید کننده های عزیز فقط این را بگویم که اگر برای یافتن راهی برای کلاهبرداری به اینجا آمده اید ، وقتتان را تلف نکنید و به جستجویتان در سایتها و وبلاگهای دیگر ادامه دهید ، امیدوارم که موفق شوید
۱۳۸۹ خرداد ۱۱, سهشنبه
خلیج فارس
باز هم یک بازی دیگر ! آخر تا به کی بر یک کار عبث باید پا فشاری کرد ؟!؟ باز دوباره وب سایتی راه اندازی شده است که در آن نظر سنجی ترتب داده شده تا بمتوجه شوند که خلیج فارس صحیح است یا خلیج عربی . نمیدانم این اشخاص چرا تا این اندازه بر این مسئله پا فشاری میکنند ، این همه سند و مدرک ، باز هم آنها میخواهند به هر ترتیبی که شده است بگویند " خلیج عربی " . در این نظر سنجی چندین نکته جالب توجه دارد که نمی خواهم به همین سادگی از آنها بگذرم . اول اینکه مردم ایران در این زمینه نشان دادند که اگر بخواهند با هر نظر و عقیده ، با هر قومیت و سنت ، باز هم میتوانند با هم متحد شوند . نکته دوم اینکه دسترسی به اینترنت در جامعه ما در مقایسه با اعراب ، همچون مقایسه مساحت ایران با کویت است . در یک چنین حالتی که اعراب اینترنت برایشان تقریباً رایگان است و سرعت دسترسی آنها نیز حداقل 100 برابر ما است ، باز هم ما ایرانیها در این رای گیری پیشی گرفته ایم . تا این لحظه که من این پست را مینویسم 76.3 درصد از آرا به " خلیج فارس " رسیده است و ما بقی به " خلیج عربی " . از این آمار من دو برداشت دارم اول اینکه شاید اعراب اصلاً تمایلی به این بازی ها ندارند و اصلاً برایشان مهم نیست که به اینجا خلیج فارس بگویند یا چیز دیگر ، دوم اینکه شاید اینکارها بازی باشد تا بین فارس ها و اعراب تفرقه انداخته شود . در قسمت نظرات که در همین سایت وجود دارد بعضی از ایرانیها خیلی تند نظر داده اند ، اگر نظر دوم من درست باشد و دستهایی برای تفرقه انداختن بین ایران و اعراب وجود داشته باشد ، بهتر است که ما ایرانیها با زیرکی بیشتری رفتار کنیم و سعی کنیم که این افراد در رسیدن به اهدافشان ناکام بگذاریم ، بهتر است که فقط به رای دادن به خلیج فارس اکتفا کنیم و بر زبان راندن هر حرفی پرهیز کنیم چون " زبان سرخ سر سبز بر باد میدهد " ممکن است که ناخواسته کاری انجام دهیم که به ضرر منافع ملی کشورمان باشد . مطمئن باشید که با کمی تفکر و خویشتنداری میتوان به نتیجه دلخواه رسید .
موضوع
ایران زمین,
خلیج فارس
۱۳۸۹ خرداد ۹, یکشنبه
بخور تا خورده نشی
در کشور ما تمامی مسایل بسیار جالب ، پیچیده ، خفن ، احمقانه ، دست و پا گیر ، قانونی ، غیر قانونی ، طولانی ، سریع و ... ( هر چیزی که فکرش رو کنید ) است . تا حالا برای من پیش نیامده که بتوانم مسئله ای را بدون اینکه بخواهم توضیح اضافه بدهم و یا اینکه سر آن بجنگم ، حل کنم . مطمئناً این مسئله هم برای شما پیش آمده است . چند روز پیش در روزنامه همشهری مطلبی نوشته شده بود در رابطه با بعضی از مربیان آموزش رانندگی در ساعت آموزش اقدام به پر کردن باک گاز یا بنزین ماشین خود نیز میکنند . خوب در اینکه اینکار اشتباه است واقعاً شکی نیست ، اما امروز جوابیه رییس صنف آموزشگاه رانندگی را نیز خواندم ، ایشان نیز به تبعیت از بقیه آقایون دست پیش را گرفتند تا خدای نا کرده پس نیفتند . ایشان در جوابیه گفته اند ( احتمالاً لحن گفته هاشون هم شبیه بد بخت بیچاره ها بوده ) که این مربیان جان بر کف فقط ساعتی 3300 تومان درآمد دارند و گفته اند که این خیلی کم است و باید در سطح اساتید محترم دانشگاهی تعیین میشده است و در ضمن این عزیزان که کارشان دست خودشان است و احتیاجی هم به ساعت زدن ندارند ، تعطیلی هم ندارند و خیلی بیچاره اند و بدبخت اند و ... آخه آقا جان مگه مجبورشون کردن ، اگه 8 ساعت در روز آن هم 6 روز در هفته کار کنند به ازای 24 روز کاری 633600 تومان درآمد خواهند داشت تازه با این حساب و کتاب آدم میوتنه بفهمه که یک هفته هم در ماه تعطیلی میتونه داشته باشه ، اگر بدشان می آید میتوانند بروند و بعنوان یک کارمند اداری با 2روز و نیم مرخصی در ماه و با حقوق 300000 تومان کار کنند . "هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد " دیگه واقعاً این مسئله تو مملکت ما مد شده که اگر تا دیدین که کسی از شما میخواهد انتقاد کند ( چه خوب چه بد ) برین تو شکمش و شیردونش رو بریزین بیرون و همچونی بزنین تو دهنش که دیگه نتونه حرف بزنه . واقعاً اوضاعمون از جنگل هم بدتر شده . هنوز دهنت رو باز نکردی ، میزنن تو دهنت . همیشه میگن " خدا خر رو شناخت که بهش شاخ نداد " ولی انگار در مورد ما ایرانی ها اشتباه کرده ، نمیدونست که ما خرها خودمون برای خودمون شاخ میسازیم و احتیاجی به لطف اون نداریم . عجب ملت خری هستیم .
موضوع
اندر احوال ما,
مشکلات ایران
۱۳۸۹ خرداد ۳, دوشنبه
مرگ واسه همسایست
حتماً میدونین که ، مرگ واسه همسایست نه ما ، ما که قرار نیست بمیریم ، اگه زلزله بیاد هم خونه همسایه میلرزه نه واسه ما ، دزد ها هم فقط راه خونه همسایه ها رو میشناسن نه خونه ما رو . آخه حماقت میتونه تا چه اندازه باشه ، احتمالاً باید دانشمند ها یک واحد جدید برای اندازه گیری حماقت بسازند . امروز صبح تو اتوبان همت سه تا ماشین زده بودن به هم که ماشین وسط جالب بود که سرو ته شده بود !!! یعنی سر و ته شده بود دیگه . با اینکه چرا . .اسه چی این 3 تا ماشین ساعت 6:20 صبح با هم تصادف کرده بودن کاری ندارم ، نکته اینجاست که خوب کلی ماشین تو ترافیک این 3 تا ماشین به آرامی رد میشدن و دقیقاً بعد از باز شدن ترافیک انگار که پرچم زرد به پرچم سبز تبدیل بشه باز به مسابقه دادنشون ادامه میدادن ( منظور از پرچم و زرد و سبز همون پرچم زرد و سبز تو مسابقات اتومبیل رانی ) . اصلاً احمق جماعت مثل اینکه درس عبرت نمیگیره . تو اکثر جاده ها و اتوبانها جلوی پلیس راه یک آهن پاره له شده که حتی نمیشه نوع ماشین رو تشخیص داد برای درس عبرت احمقها گذاشتن ، اما احمقها مثل اینکه واقعاً " نفهم " تشریف دارن چون اگر میفهمیدن باید آمار تصادفات کم میشد نه اینکه سال به سال و ماه به ماه افزایش پیدا کنه .
از نوشتن این پست 2 تا دلیل دارم اول اینکه واقهاً حماقت رو نمیشه اندازه گیری کرد ( احتمالاً به کسی که بتونه کاری کنه که حماقت رو اندازه گیری کنن ، نوبل بدن ) دوم اینکه احمقها عبرت هم نمیگیرن و همیشه به حماقت کردن ادامه میدن تازه فراموش نکنین که
از نوشتن این پست 2 تا دلیل دارم اول اینکه واقهاً حماقت رو نمیشه اندازه گیری کرد ( احتمالاً به کسی که بتونه کاری کنه که حماقت رو اندازه گیری کنن ، نوبل بدن ) دوم اینکه احمقها عبرت هم نمیگیرن و همیشه به حماقت کردن ادامه میدن تازه فراموش نکنین که
" همیشه مرگ واسه همسایه است "
موضوع
اندر احوال ما,
ترافیک
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه
روبان قرمز و قیچی
این دو وسیله اجزاء لاینفک اجتماع ما در حال حاضر هستند . در هرجا و در هر مکانی که فکرش را کنید این دو بکار می آیند . هر ماه شاهد افتتاح 100 ها طرح در هر منطقه از کشورمان هستیم ، که اگر آنها را جمع بزنیم تعدادش از ده ها هزار هم بیشتر خواهد شد . نمیدانم ، شاید من بیش از اندازه در این مورد حساس هستم ولی با این همه افتتاح ، چرا مشکلات کم نمیشود . بطور مثال امروز در روزنامه همشهری محله منطقه 6 در مورد افتتاح 108 پروژه شهری ، فرهنگی ، اجتماعی ، ترافیکی ، ورزشی ، سیاسی ، کمدی ، هنری ، سبزی ، زردی ، سفیدی ، قرمزی ... خواندم ، اما چرا کم شدن ترافیک و افزایش فضای فرهنگی را احساس نمیکنم . در مورد تونل توحید شاید به خاطر داشته باشید که چه تبلیغاتی کردند که اگر این تونل افتتاح شود ال میشود و بل میشود و مردم 30 درصد کمتر افسرده میشوند و ترافیک کم میشود و ... هزاران چیز دیگر اما کدام یک از این اتفاقات افتاد ؟ به هر مناسبتی 100 ها طرح در این کشور افتتاح میشود ، اما نمیدانم چرا آمار بیکاری کم نمیشود ؟ چرا وضعیت اقتصادی بهتر نمیشود ؟ چرا هنوز مجبور به واردات کالاهای نا مرغوب چینی هستیم ؟ چرا بار ترافیک شهری کمتر نمیشود ؟ و بسیار " چرا " دیگر . هر چند که واقعاً از کارهای خوب و مفید شهرداری نمیتوان گذشت ولی ... این ولی ها از بین نمیروند . بنده کارشناس نیستم که بدانم ایراد کار کجاست ولی به عنوان یک شهروند فواید این همه افتتاح و پاره کردن روبان قرمز را نمیتوانم احساس کنم ، شاید هم داریم در یک حلبی آباد زندگی میکنیم و هر چه میسازند کم است ؟!؟ احتمالاً این کارها هم مثل اینترنت برای کاربران خانگی است که در قانون برایش محدودیت ایجاد شده و با این همه طرح های جدید به خاطر محدودیت ما چیزی نمی بینیم !!! در اینکه مشکلات یک شبه حل نشود ، شکی نیست ، اما این همه هزینه بالاخره باید تا حدودی از مشکلات کم کند یا نه .
موضوع
اندر احوال ما,
ایران زمین,
مشکلات ایران
۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۸, سهشنبه
رابین هود و قهرمانان
حتماً میشناسینش ، خوب البته فکر نمیکنم که کسی تو ایران باشه و تلویزیون داشته باشه و رابین هود رو نشناسه . از وقتی که یادم میاد همیشه " رابین هود " یکی از شخصیتهای ثابت تلویزیون ایران بوده و در ضمن در دنیا هم همه جوره راجع به رابین هود برنامه ساختن ، کارتون ، فیلم سینمایی ، فیلم تلویزیونی ، سریال تلویزیونی ، تئاتر ، تله تئاتر و ... هر چی که دم دستشون بوده راجع به رابین هود و دوستانش تا حالا ساخته شده . تا حالا شده از خودتون بپرسین چرا این انگلیسی ها اینقدر به این رابین هود علاقه دارن ؟ مطمئناً تعداد کمی از هم وطنهای عزیز راجع به این قضیه فکر کردن ، آخه ما ایرانی ها اصولاً خسته میشیم اگه بخواهیم از مغزمون استفاده کنیم . دلیل اینکه انگلیسی ها اینقدر رابین هود رو دوست دارن اینه که جز رابین هود در ادبیات و تاریخشون قهرمان دیگه ای ندارن ، به خاطر همینه که همش سعی میکنن هر جوری که شده برای خودشون تاریخ و قهرمان و فرهنگ بسازن . در نقطه مقابلشون ما ایرانیهای عزیز بهتر از جان و بهترین انسانهای روی زمین و درستکار ترین مردمان مخلوق پروردگار و ... ( بقیه صفات خوب که بتونین تصورش رو کنین ) در طول تاریخ چندین و چند هزار سالمون کلی ادبیات و فرهنگ و قهرمان داشتیم که مطمئناً اسم خیلی هاشون رو هم تا حالا نشنیدیم ( من جمله خود بنده هم تا حالا نشنیدم ) کاری به ایرج ، تورج ، بهمن ، سیاوش و ... ندارم در مورد همین نزدیکتر هاش مثل باقرخان و ستارخان . اگر از کسی راجع بهشون بپرسی میگن اینا که اسم خیابونه و مطمئنم که تعداد کسانی که راجع بهشون میدونن ( منظورم در بین قشر جوان مملکت ) بسیار کمه و آنهایی هم که میدونن به احتمال زیاد از روی اجبار راجع بهشون میدونن . مثل این قهرمانها ما در تاریخمون کم نداشته ایم ولی هیچگاه راجع بهشون هم چیزی نمیگیم آخه رابین هود و جان کوچولو و پرنس جان جذابیتشون بیشتره . به درک که قهرمان های این مملکت به خاطر این مرز و بوم جونشون و از دست دادن ، تازه خیلی هم احمق بودن که به خاطر هم وطنهاشون جونشون رو از دست دادن تازه یه جور دیگه هم میشه به قضیه نگاه کرد و اون هم اینه که واسه خودشون اینکار رو کردن به ما چه ؟!؟
نمیدونم تا به کی میخواهیم که با تاریخ و فرهنگ خودمون قهر باشیم .
موضوع
اندر احوال ما,
ایران زمین,
تاریخ ایران
اشتراک در:
پستها (Atom)